مهدى لطفى
38
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
كنند . او عالمى بود كه وظيفه خود را شناخت و بدان عمل كرد . علّامه امينى در علم و معنويت يكهتاز ميدان هزار و چهار صد سالهء تاريخ اسلام شد . او چون اخترى فروزان بود ، كه در تاريخ ايران معاصر درخشيد ، ايشان علاوه بر اين كه يك شخصيت علمى بىنظير در تاريخ تشيع است ، يك شخصيت معنوى و اخلاقى ممتاز و بىنظير در تاريخ شيعه مىباشد . كه صدها سال بايد بگذرد تا فردى مانند ايشان به وجود آيد . استاد محمّد عبد الغنى مصرى به حسن خلق علّامه پى برده و در قصيده خويش چنين مىسرايد : يشتدّ فى سبب الخصومة لهجته * لكن يرقّ خليقة و طباعا به هنگام بحث او تند مىشود و لكن خلق و خوى او بسى نرم است . « محمّد سعيد دحدوح » در نامهاش خطاب به علّامه مىنويسد : براستى شما از آل محمّد روش و اخلاقى را به ارث بردهايد كه نظير آن را در غير شما نخواهم يافت . . . از قديم شنيده بودم كه مرد مؤمن كسى است كه حال او ، تو را به خدا دلالت كند نه گفته او ، معنى اين حديث را نمىفهميدم تا آن كه شما را زيارت كردم . بايد گفت : او است مصداق اين حديث شريف كه مىفرمايد : « كونوا دعاة الناس به غير السنتكم » زهد علّامه يكى از خصايص اولياء اللّه و علماء ، زهد و عدم توجه به زخارف دنيوى مىباشد . زهد را سرلوحه زندگى خود قرار مىدهند و از دنيا